گردش
سلام ماه کوچولوی مامان محبوبه
دیروز برای اولین بار بردیمت خونه باغِ مامان جون اینا اگه بدونی چقدر خوشحال بودی و تند تند دست و پای کوچولوتو تکون تکون میدادی
فقط زیاد نتونستم ازت عکس بگیرم خوشگلکم آخه باد میومد و نمیشد زیاد بیرون باشی الانم یه کوچولو سرفه میکنی خیلی نگرانم میترسم خدایی نکرده سرما خورده باشی عروسکم
خواهش میکنم سرما نخور باشههههههههه
وقتی باد شروع میشد من بغلت میکردم و فرار میکردم اینقدر خوشت میومد من میدویدم کلی میخندیدی و غش میرفتی از خنده الهی دورت بگردم اینقدر با مزه قهقهه میزنی دلم ضعف میره 

اینجا توی باغه و داری ویتامین dمیگیری بغل بابا
البته زیاد خوشت نمیومد اخموی مامان

اینجا هم تو خونه ای نفسم

اینجا هم بابایی داشت گل محمدی پر پر میکرد میریخت روت که وقتی بزرگ شدی به گل و گیاه آلرژی پیدا نکنی
ببین چه بابایی داری چقدر بفکرته
ولی دوست نداشتی و همش غر میزدی

اینجا هم قبل از رفتنه که داری عینک داداشی رو امتحان میکنی
چقدرم بهت میاد عسلم


عاشق این مدل نگاه کردنتم با اخم و با تعجب!!!!!

داغِ داغ!!!!عکسای امرزوت

جوووووووووووووونم

عشقولانه خواهری و برادری
عاااااااااااااشقتونم تمام زندگیمین

همین الان که دارم پست میزارم ویتامین مامان در خواب نازه فدات بشم علوسک

آروم بخوابی عمرم
تا پست بعد




گردش 


















